تحقیق جدید VentureBeat نشان می‌دهد اکثر سازمان‌هایی که با استقرار عامل‌های هوش مصنوعی (AI Agents) دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در تشخیص منشأ اصلی مشکل اشتباه می‌کنند. مشکل اساسی، ضعف مدل‌های زبانی بزرگ نیست، بلکه زیرساخت «اجرایی» یا ران‌تایم شکننده‌ای است که برای میزبانی این عامل‌ها استفاده می‌شود. معماری‌های بدون حالت (Stateless) مبتنی بر اسکریپت‌های پایتون یا ابزارهایی مانند LangChain، در مواجهه با فرآیندهای چندمرحله‌ای واقعی در محیط تولید (Production) از پا درمی‌آیند. بازنشانی کانتینرها حافظه عامل را پاک می‌کند، خطاها در مراحل اولیه تا مرحله دوازدهم فاجعه‌بار می‌شوند و تیم‌های مهندسی، زمان بیشتری را صرف مدیریت این «لوله‌کشی‌های زیرساختی» می‌کنند تا صرف ساختن منطق هوشمند اصلی.

داده‌های این نظرسنجی که از ۱۳۲ رهبر فناوری در سازمان‌های متوسط و بزرگ جمع‌آوری شده، یک جدایی سرنوشت‌ساز را ترسیم می‌کند. سازمان‌هایی که از «رک‌اژنسی» (Agentic Reckoning) جان سالم به در می‌برند، آنهایی هستند که دوام و قابلیت اطمینان ران‌تایم را یک نگرانی مهندسی درجه‌یک می‌دانند، نه مسئله‌ای که بعداً با «تلاش مجدد» (Retry) و دستورات بهتر (Prompt) وصله‌پینه شود. در غیر این صورت، سرنوشتی مشابه اتوماسیون‌های RPA در دهه قبل در انتظارشان خواهد بود: گورستان پروژه‌های آزمایشی هوشمندی که از روز دوم دوام نمی‌آورند.

تحلیل و بررسی: بحران فعلی بیشتر از جنس زیرساخت و حکمرانی است تا هوش مصنوعی. پیش‌بینی می‌شود تقاضا برای پلتفرم‌های «اجرای بادوام» (Durable Execution) که مدیریت حالت، تحمل خطا و مشاهده‌پذیری (Observability) یکپارچه را ارائه می‌دهند، به شدت افزایش یابد. سازمان‌هایی که بر معماری�های ترکیبی (Polyglot) و مستقل از فروشنده خاص سرمایه‌گذاری می‌کنند، در میان‌مدت انعطاف و کنترل بهتری خواهند داشت.

منبع: VentureBeat (مشاهده متن اصلی)