دنیای ایجنتهای هوش مصنوعی دوباره به نقطهای رسیده که تاریخ تکرار میشود: اول انفجار پروتکلها، بعد همگرایی. در هجده ماه گذشته، چهار پروتکل مهم برای ارتباط ایجنتها معرفی شده: MCP از Anthropic برای فراخوانی ابزارها، A2A از Google برای هماهنگی وظایف، ACP از IBM برای پیامرسانی سبک، و ANP برای کشف و هویت. اگر از دور نگاه کنید، اوضاع شلوغ به نظر میرسد، اما واقعیت این است که هرکدام لایه متفاوتی از یک پشته را پوشش میدهند. MCP عملاً برنده لایه ابزار شده، A2A در حال استاندارد شدن برای هماهنگی میان ایجنتهاست، و بقیه هم جایگاه خود را پیدا کردهاند.
مشکل اما جای دیگری است. تمام این پروتکلها روی HTTP سوار شدهاند، و HTTP فرض میکند سرور همیشه در دسترس است. در دنیای واقعی، ۸۸٪ دستگاهها پشت NAT هستند و بدون یک رله مرکزی نمیتوان مستقیم بهشان وصل شد. این یعنی هر پیامی بین ایجنتها باید از یک واسطه عبور کند که هزینه، تأخیر و نقطه شکست به سیستم اضافه میکند. MCP و A2A به این «مسئله حملونقل» (Transport) کاری ندارند. این یک مشکل لایه نشست (Layer 5) است که با تکنولوژیهایی مثل UDP hole-punching، STUN و QUIC قابل حل است. پروژههایی مثل Pilot Protocol و libp2p در این مسیر پیشگام هستند، اما هنوز به یک استاندارد واحد نرسیدهایم.
پیشبینی میشود که تا ۱۸ تا ۲۴ ماه آینده، لایه حملونقل ایجنتها شاهد آزمایشهای متنوعی باشد و سپس حول یکی دو پیادهسازی متنباز با استقبال بالا همگرا شود. IETF و W3C احتمالاً بین ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۸ استاندارد نهایی را ارائه میدهند. نکته مهم برای معماران سیستم این است که همین حالا میتوانند روی لایه بالایی (MCP و A2A) سرمایهگذاری کنند، به شرطی که لایه حملونقل را جداگانه طراحی کنند تا بعداً دردسر retrofit نداشته باشند. تجربه عصر میکروسرویسها این را به ما یاد داده است.
تحلیل و بررسی: این نبرد استانداردها نشاندهنده بلوغ تدریجی اکوسیستم ایجنتهاست و پیشبینی میشود که MCP و A2A در کوتاهمدت به استانداردهای مسلط تبدیل شوند. بزرگترین ریسک فعلی، وابستگی به رلههای HTTP است که مقیاسپذیری سیستمهای توزیعشده را محدود میکند. تیمی که بتواند معماری خود را با جداسازی لایه معنایی از لایه حملونقل طراحی کند، در بلندمدت بیشترین مزیت رقابتی را خواهد داشت.
منبع: VentureBeat (مشاهده متن اصلی)
inoit.ir/post/242
کپی شد!